حقوق وزارت کار برای فوق لیسانس در سال 99

یکی از دوستان پیام داده، حقوق وزارت کار برای فوق لیسانس در سال 99 چقدر هست؟

بهش گفتم ، برادر من همین که یک جایی بدون داشتن ، پدر پولدار و آشنابازی ،  استخدام شدی برو خدا رو شکر کن وبا کارفرمات در این مورد صحبت نکن ، که اخراج میشی ، چون الان  بقال کوچه ماهم  فوق لیسانس داره.

گفت آخه حقوق من با نظافت چی شرکت که سیکل هم نداره یکیه ، گفتم یعنی نمیدونی چرا یکیه ؟

گفت یعنی قانونیه ؟

اینم قانون :

در قانون کار در خصوص تعیین مزد بر اساس مدرک تحصیلی موردی اعلام نگردیده است. قانون مذکور  ضامن تعیین حداقل مزد برای ساعات قانونی برای کلیه کارگاهها توسط شورای عالی کار در هر سال می باشد.

به عبارتی به عنوان قاعده آمره هیچ کدام از کارگاهها حق پرداخت حقوق کمتر از حداقل تعیین شده توسط شورای عالی کار را ندارند.

مزد بالاتر از حداقل با توجه به توافق کارگر و کارفرما می تواند تعیین گردد.

مگر این که در برخی کارگاهها که دارای طرح طبقه بندی مشاغل مصوب وزارت کار هستند و برای احراز مشاغل شرایط تحصیلی و  تجربی خاصی  لازم می باشد و در  صورت احراز شغل مربوطه فرد حقوق  متفاوت و بالاتر از حداقل قانون کار را دریافت نماید.

بخش خصوصی می تواند و یا اجازه این را دارد که با شخصی که مدرک فوق لیسانس دارد که از  کف حداقل حقوق شروع کنه .

 

سلام بابا

ما بابا نداریم ، نه که از اولش نداشتیم ، نه که به خوابمان نمی آید ، چند سال پیش خدا دلش خواست که امتحانمان کند ، که اشک مامان را ببیند و ترس و بی پناهی مارا ، که دنیا زمستان شود و تا جان دارد باران شور ببارد بروی لبهایمان.


ما بابا نداریم اما راستش را بخواهید عکس باباهای شمارا یواشکی نگاه میکنیم ، یواشکی دوستش داریم ، حتی وقتی فیلم رسیدن این سربازهای آمریکایی به خانه را می بینیم ، دست خودمان که نیست یکدفعه ای هق میزنیم .


ما بابا نداریم و هرسال ، روز پدر که میشود نمی دانیم به کجا پناه ببریم که معلوم نشود غصه داریم ، حسودیم ، که یواشکی بابای شمارا دوست داریم .


راستی رفیق ! جان من آنوقت که صورت بابایت را میبوسی ، آن وقت که ریش های تیغ تیغی اش میرود توی لبهایت ، آن وقتی که جوری فشارت میدهد که نفست تنگ میشود ، لطفا ، لطفا ، لطفا ، یک لحظه بیشتر توی آغوشش بمان ، یک لحظه بیشتر جای همه ما ، همه ما بچه هایی که بابا نداریم ..

سامیار وجشن شروع غذا خوردن

سامیار وجشن غذا

سامیار وجشن غذا

من ورئیسم

من ورئیسم

درس زندگی

دوستی تعریف می کرد ، اشتباهاتم در گذشته مصوب یک درصد مشکلات کنونی نشده ، آنچه سبب این مشکلات شده تبعیض وعدالت آموزشی است.

چه بسا اگر این موضوع نبود اکنون ....................................

مـن تــک درخـتِ خُــشکـم، در ایـن کـویـرِ تشنه
بـا شـاخـه ای شـکـسـتـه، از زخمه هایِ دشنه
هـر رهـگـذر بـه نـوعـی، زخـمـی زد وُ گـذر کرد
مـن سَـروی اسـتـوارم، در خـاک وُ گـِل نشسته
صد ریشه ام به خاک است، پیشینه ام چنان است
نـی چـون غـریـبـه گـانی، از بـاد غــم شـکـسـتـه
اینجا کویرِ عشق است، من هم درختِ عاشق
بَـر شـاخ وُ بـرگِ جـانَـم، صـد یـادگـار نـوشـته
آنـهـا کـه دشـنــه دارنـد، از درد خـبـر نـدارنـد
صــد زخمـه دشنـه هاشان، رویِ تنم نشسته
ایـنجا کـویـرِ خشکی ست، درمانده از محبت
گـُـلهایِ آدمـیـیـت، خـشـکـیـدن از قـسـاوَت
در ایـن کـویـرِ تـشـنـه، مِـهـری ز کَس نبینی
جُــز مُــردن صــداقــت، جُــز مَــرگِ آدمیـیت

هی رانت بخور یه آب هم روش!

شاعر: سعید سلیمان پور

ای نوزده سالـه قُرّة العین                        

ای گنده شده به طَرفة العین 

 

آن روز  که هفت ساله بودی                     

غافل ز چک و حواله بودی

 

اکنون که به نوزده رسیدی                        

دیلاق شدی و قد کشیدی

 

پس گوش به پندهای من کن                    

آویزه ی گوش خویشتن کن

 

آنجـا که بزرگ بایدت بود                      

از نام پدر تو را رسد سود

 

با زور پدر سپه شکن باش                        

فارغ ز خصال خویشتن باش

 

از  زیر  در آی بی محابا                           

بالا بنشین به لطف بابا

 

تا از دَم ِ گردن کلفتت                             

بارد شب و روز   پول مفتت   

 

دولت‌ طلبی نسب نگه‌ دار                         

با دولتیان  ادب نگه‌ دار

 

با چهره ی ظاهر الصلاحت                       

با لطف و مراحم جناحت

 

تا رو نکند به تـو کسادی                          

رو کن به  فساد اقتصادی

 

پروا نکن از بی آبرویی                            

این آب بزن به  پولشویی

 

غافل نشوی ز رانت باری                         

عزت بطلب ز رانت خواری

 

گر گفت کسی که «آن حرام است»              

القصه بدان که از عوام است

 

هر چند که رانت را خواص است،                

در خوردن آن شگرد خاص است،     

 

خود را ز قضای بد نگه دار                         

در خوردن رانت، حد نگه دار    

 

رانت ارچه همه حلال خیزد                       

از خوردنِ پُر، ملال خیزد

 

بینی به بهانه های واهی                     

گشتی دو سه روز دادگاهی

 

البته  بدان در این مواقع                           

کک هم نگزد تو را  به واقع

 

اِعراب قضا چو بی محل است                    

دل بد نکنی، قضیه حل است

 

خود را تو بزن به بی خیالی                      

کان را بکنند ماست مالی

 

از لطف قضا و دستگاهش                        

سازند دو روزه  رو به راهش

 

کز نام پدر تو را نشان است                      

احوال تو چون  "میتی کومان" است!

 

هرجا که نشان دهی نشانت                    

حکّام شوند جان فشانت

 

تا جام اجل نکرده ای نوش                       

هی رانت بخور یه آب هم روش!

بشنو از حسین مفیدی فر

هر دروغی دلایلی دارد

زشت و زیبا شمایلی دارد

وجه زیبای آن که چون نهر است

عاملی بهر شستن زهر است

زهر قهری که با دروغی نیک

رفته ؛ دلها شود به هم نزدیک

بین دلها اگر کدورت بود

خالی از الفت و مروت بود ؛

با دروغی نما کدورت پاک

تا که روشن شود چنین افلاک

چون دو کس را که بین شان دعواست

دیده ای در گذر مگو از راست

گو فلانی نموده تائیدت

در فلان صحنه کرده تمجیدت

این سخن چون به گوش دشمن خورد

از دلش بغض و کینه خواهد برد

چون که رفتی عیادت بیمار

پر انرژی بگو بر او گفتار

حال بیمار اگر چه بد باشد

پس تو هرگز مگو که باشی بد

گو به او شکر حق شدی بهتر

عافیت هم گرفته ات در بر

شاعری چونکه می شود عاشق

می زند لاف و می شود ناطق

گوید ای دلبرم تو زیبایی

در جهان بی نظیر و یکتایی

کرده در وصف دلبرش اغراق

ای بنازم سرودن عشاق

شاعران هم دروغ شان زیباست

بهر تسخیر و بردن دل‌هاست

نوع دیگر ولی که در گفتار

بوده بد ؛ باشد آفت اش بسیار

بخشی از آن که آلت کاری است

عادت و راه و رسم بازاری است

این یکی جای معذرت دارد

بین مردم عمومیت دارد

روز و شب می خورد قسم کاسب

تا کند بنجلی به کس قالب

این دروغ از نهاد شیطانی است

زشت و مخصوص قوم ایرانی است

هر دروغی که مردمان گویند

آتشی را به جسم و جان جویند

بدترین نوع آن ریا کاری است

حقه بازی به نام دینداری است

مورد دیگرش که مرسوم است

در سیاست نگفته معلوم است

عده ای با دروغ رنگارنگ

می زنند از جفا به ما نیرنگ

......................................................................

یارب مبادا گدا............

گدایان سرزمین من اگر رانتی بیابند .........................................

به گدایی بگفتم ای نادان
دین به دنیا مده تو از پی نان

محال عقل است اگر ریگ بیابان در شود چشم گدایان پرشود. (گلستان سعدی ).

در تنگنای حیرتم از نخوت رقیب
یارب مباد آنکه گدا معتبر شود.

حافظ.

فلک با تنگ چشمان گوشه ٔچشم دگر دارد
که چون فرزند کور آید شود چشم گدا روشن .

صائب .

 

فقر

فقر واژه ای است که باخودش هزاران مشکل وبدبختی به همراه میاورد، انسان فقیر همیشه با مشکلات دست در گریبان است ، الزاما انسان فقیر نادان نیست ، اوضعیف است ،این ضعف او را نیازمند نشان میدهد . مردمان سرزمین من اگر شخصی را ضعیف ونیازمند ببینند پوستش را میکنن،

سامیار و ماشین جدیدش

سامیار وماشین جدیدش

صبح جمعه وسامیار

سامیاروصبح جمعه
سامیار وصبح جمعه

 

صاحب خانه کجاست؟

هنگامی که به شهر من سفری کنی ، از هزاران نقطه چین متوجه خواهی شد ، صاحب خانه مدت هاست رفته .

شایدم از اول نبوده.............................................................................................................................

درخت ثروت قسمت لول

برای غرس نهال ثروت باید از مراحل ذیل شروع کرد.

1-مطالعه زندگی ثروتمندان خودساخته

2-گوش دادن ومطالعه مداوم مطالب انگیزشی

3-مانند یک انسان ثروتمند بیندیش وزندگی کن

4-سعی کن مهارتی داشته باشی که مردم برای اون پول بدن.

 

پدر پولدار یا پدر فقیر

 

پدر بی پول: من برای پول کار می کنم.
پدر پولدار: پول برای من کار می کند.

۲

پدر بی پول: عشق به پول، ریشه همه شرارت ها است.
پدر پولدار: فقدان پول، ریشه همه شرارت ها است.

۳

پدر بی پول: نمی توانم از عهده مخارج برآیم.
پدر پولدار: چگونه می توانم از عهده مخارج برآیم و چه کاری باید انجام دهم تا بتوانم از عهده مخارج برآیم؟

۴

پدر بی پول: من علاقه ای به پول ندارم و هرگز ثروتمند نخواهم شد.
پدر پولدار: پول قدرت است و من مرد ثروتمندی هستم.

 

پدر بی پول: در مورد مسایل مالی با احتیاط رفتار کن و از ریسک کردن بپرهیز.
پدر پولدار: یاد بگیر که چگونه با پول ریسک کنی.

پدر پولدار پدر فقیر

۶

پدر بی پول: به خاطر داشتن فرزند، نمی توانم پولدار شوم.
پدر پولدار: به خاطر فرزندانم باید پولدار شوم.

۷

پدر بی پول: تنها تحصیلات عالیه دانشگاهی، لازم است.
پدر پولدار: برخورداری از دانش مالی به اندازه تحصیلات دانشگاهی، اهمیت دارد.

۸

پدر بی پول: خوب درس بخوان تا یک شرکت خوب برای کار کردن پیدا کنی.
پدر پولدار: خوب درس بخوان تا بتوانی یک شرکت خوب، درست کنی …

ثروت از دیدگاه دکتر علی رضا آزمندیان قسمت پنجم

تیجه گیری
 سعی کنید خودتان را بهترین انسان کنید تا بیشتر از همه خودتان از خودتان و زندگی تان لذت ببرید.
عامل مهم موفقیت ثروتمندان خودساخته این است که آنها وقت خود را با انسان های موفق و ثروتمند می گذرانند تا مرتب از آن ها یاد بگیرند و الهام بگیرند. لذا تو هم باید همیشه سعی کن که با انسان های موفق همراه باشی و با آنها وقت صرف کنی و بدان که یک انسان منفی همه کسب و کار و زندگی آدم را نابود می-کند. پس تا می توانی از انسان های منفی نگر، فاصله بگیر تا از مسیر درست ثروت آفرینی منحرف نشوی.
به هرحال باید بدانی که، حرکت در مسیر ثروت آفرینی و کارآفرینی حرکت بر قله ها ودره هاست.
در این مسیر پرچالش، همیشه اوضاع بر وفق مراد تو نخواهد بود. لذا باید آماده باشی که به تمام بحران های کار و زندگی خودت جواب درست بدهی. انسان های موفق به راه حل ها نگاه می کنند. آن¬ها راه حل گرا هستند نه مشکل گرا!
لذا همیشه مثبت و خوشبین باش تا بتوانی به خوبی گره از مشکلات و چالش های زندگی باز کنی. مرتب ذهن خودت را با پدیده های مثبت تغذیه کن. از خدای رزاق مرتبا طلب رزق و روزی و پول حلال کن.

 

دوست دار شما : دکتر علیرضا آزمندیان

ثروت از دیدگاه دکتر علی رضا آزمندیان قسمت چهارم

فقر، حاصل فکر و شخصیت فقیرانه آدم های فقیر و ثروت حاصل تفکرات و شخصیت یک انسان ثروتمند است و اصولا مسئله فقر قبل از اینکه یک فقر مالی باشد، یک فقر فرهنگی و فکری و اعتقادی است.
یکی از عوامل فقر و کم پولی انسان ها عدم آموزش و آگاهی آنها نسبت به قانونمندی های خلق پول است. آنها نمی دانند ، بلد نیستند، آموزشی ندیده اند و اصولا انسان های ناآگاه هستند و لذا نمی توانند پول زیاد بدست بیاورند.
لذا تو سعی کن از تفکر فقیرانه فاصله بگیری و به ثروت ها فکر کنی تا ثروتمند شوی و بعد با آموزش دادن به فقیران آن ها را به سمت ثروتمند شدن پیش ببری.
اگر فکر کنی خدمت خوب به فقیران این است که به آن ها غذا و پوشاک و یا یارانه بدهی، این یک اشتباه بزرگ است زیرا گیرم امروز با غذای تو او سیر شود، فردا را چه می کند؟
لذا بهترین خدمتی که می شود به فقیران کرد این است که به آن ها، ماهیگیری یاد دهی و با آموزش های مختلف ذهن آن ها را به یک ذهن پولساز و ثروت آفرین تبدیل کنی.
پاره ای از انسان ها اصولا تنبل هستند و اهمیتی به کسب پول نمی دهند. برای کسب پول انگیزه ای ندارند و تلاشی هم نمی کنند. حقارت ها و سختی های کم پولی را می پذیرند و سعی و تلاشی در جهت بهبود خودشان انجام نمی دهند.
گاهی هم به بهانه این که من انسان معنوی هستم از تلاش برای پول درآوردن طفره می روند.
مانند کسی که بگوید برای من سلامتی مهم نیست! من مرد خدا هستم و به سلامتی در این دنیا اهمیتی نمی دهند. و این یک فاجعه است! لذا تو  باید خودت به عنوان رهبر و مسئول تمام دستاوردهای زندگی، مسئولیت خلق پول حلال را خود به عهده بگیری و به عنوان یک قهرمان زندگی، به طور مشروع و حلال پول در بیاوری و با درایت و تعقل هزینه کنی و حتی گاهی با منطقی درست  مقداری از آن را ببخشی و از لحظه های زندگی خودت لذت ببری.
بنابراین، اگر استطاعت مالی نداری و نمی توانی برای فقیران کاری بکنی، حداقل اجازه نده که فقیران جامعه فکر و باورهای تو را به سمت خودشان بکشانند و نگذارند که تو به ثروت ها فکر کنی.
لذا دلسوزی بیهوده برای فقیران بدون اینکه از دست تو کاری بیاید، یک حرکت غافلانه است. بگذار با این آموزش ها، فکر و باورهای تو تغییر کنند و سپس، باورهای آن ها را هم تغییر دهی تا آن ها هم بیاند و با تغییر در نظام تفکرشان و با دیدن این نوع آموزش ها بتوانند به جای این که زانوی غم فقر در بغل بگیرند و دل تو را بسوزانند، بیایند و باور کنند که ارض واسعه خداوند پر است از فرصت ها که هر انسانی می تواند با تفکر درستش هر فرصتی را به ثروتی تبدیل کند.
باید فراموش نکنی که مشکلات پولی، لزوما مشکلات اقتصادی و کسب و کار نیست بلکه مشکل روانی و ذهنی انسان هاست. مشکل باورها و پارادایم ها و شخصیت هاست.
بنابراین، این باورها و پارادایم ها مشکل آفرین هستند نه لزوما شرایط اقتصادی مملکت و کسادی بازار. به خاطر این که در همین کسادی بازار چه انسان هایی که پول های حلال زیادی را بدست می آورند به این دلیل که آن ها باور ندارند که بازار زندگی کساد است و به هرکسی می رسند از بدبختی و نگون بختی بازار اقتصاد حرف بزنند. آنها حتی مراقب کلمات و جملاتی که می گویند هم هستند و همیشه از روزی فراخ خداوند، برای خودشان حرف می زنند. لذا اصولا و لزوما کسب و کارها و شرایط اقتصادی نیست که انسان ها را فقیر می کند و باید بدانی که علی القاعده پول یک موضوع احساسی و اعتقادی است، اگرچه شرایط اقتصادی مملکت هم مطمئنا مهم است اما حرف من این است که باورها و احساس ها و نگاه ما انسان هاست که شرایط اقتصادی را می تواند بدتر و بدتر کند و این  راز مهمی است که معمولا مردم از آن خبر ندارند.
گاهی هم، مشکل بی پولی برمی گردد به نوع تعلیم و تربیت و شرایط مالی خانواده ها که چه باوری از پول در ذهن ما ساخته اند. آیا پول به زعم باورهای تو یک مقوله شیطانی است یا یک نعمت الهی؟! آیا خانواده تو انسان های مقتصدی بوده اند و یا انسان های دست و دل بازی؟  لذا اگر تو عزیز من رفتارهای ذهنی خودت را نسبت به پول اصلاح کنی، اتفاقات زیبایی برای پول و ثروت تو رخ خواهد داد.

بهانه ها، شماتت ها و توجیه ها، بیماری های ذهنی در ارتباط با پول است که می تواند واقعا آدم را فقیر کند لذا   ذهن خودت را باید نسبت به مقوله پول، سلامت کنی تا اتفاقات بهتری در زندگی مالی تو رخ دهد. حالا اجازه بدهید یک نگاهی بکنیم به موانع خلق پول و ببینیم که چه موانعی وجود دارد که نمی گذارد خیلی از آدما به سمت ثروت بروند؟
اولین عامل ترس است که رفیق فقر است!                                                                                                
بعضی از انسان ها وقتی به کم پولی خود فکر می کنند می خواهند از ترس سکته کنند! و هزار قصه منفی برای خودشان تعریف کنند و یک قبر هم برای خود سفارش می دهند. همه جا زود مایوس می شوند و خلاصه تسلیم فقر و بی پولی خودشان می شوند. درحالی که فقر پایان سرنوشت بشر نیست و با روحیه الوهیت بشر سازگاری ندارد و فطرت بشر به سمت خلق دستاوردها گرایش دارد. پس نباید تسلیم فقر شد و باید حرکت کرد و با اجرای درست قانونمندی ها و تغییر و تحول در باورها و اندیشه ها و احساس ها به سمت ثروت آفرینی حرکت کرد و خدای رزاق هم اگر حرکت تو را ببیند به تو برکت ها خواهد داد.
از طرفی، پول را باید تدبیر کرد. هم در خلقش، و هم در خرجش!
این که آیا می شود پول را به آسانی و یا به سختی بدست آورد، این یک باور بسیار تعیین کننده و سرنوشت ساز است.
نباید باورت این باشد که برای بدست آوردن پول باید رنج کشید. به خاطر اینکه اصولا باورها واقعیت آفرینند. یعنی اگر واقعا باورت این باشد که برای بدست آوردن پول باید رنج کشید تو مطمئنا رنج می کشی تا کمی پول در بیاوری به خاطر اینکه اصولا هر چیزی را هرآنگونه که باور کنی اتفاق می افتد. پس باورت را اصلاح کن و اعتقاد داشته باش که برای تو عزیز دل خدا، ثروت ها و موقعیت های مالی به راحتی به دنیای تو می آیند و تو از این فرصت ها و موقعیت ها کمال استفاده را می کنی و به راحتی ثروتمند می شوی.
رابطه بین پول و شخصیت انسان، یک رابطه شگف انگیز است. انسانی که با شخصیت زیبای خودش، منظم و مرتب و با دیسیپلین مسیر ثروت آفرینی را می رود و تمام کارهای کسب و کار و درآمدزایی خودش را بسیار حساب شده انجام می دهد، به زیبایی و آرامی پول می سازد و لذت می برد.
یکی از روش های بهره برداری درست از پول این است که از آن برای سرمایه گذاری روی خودت و خانواده ات استفاده کنی و با آموزش های مختلف، شرایط یک زندگی خوب را برای خودت و خانوادت فراهم کنی.
و همیشه بدون که هر پولی رو که برای آموزش خودت صرف می کنی نه تنها هزینه نیست که از بین برود بلکه دقیقا یک سرمایه گذاری دراز مدت خوبی است که صدها و هزارها برابرش به سوی تو می گردد و تو را ثروتمندتر می کند. 
خب آنچه که تا حالا توضیح دادم بحث روانشناسی پول بود که همه آن ها در ذهن تو و در دنیای درون تو اتفاق می افتد.
حالا می خواهم بپردازم به قوانین ثروت آفرینی در دنیای بیرون تو و ببینیم که چگونه می شود دردنیای بیرون درست اقدام کنی و ثروت های حلال را بدست بیاوری.
حالا می خواهم بپردازم به بحث خلق پول حلال در دنیای بیرون تو.
اصل اول، اصل ارزش افزایی: Adding Value
اگر می خواهی قدرت خلق و درآمدزایی خودت را بالا ببری، به دنیای خودت نگاه کن و ببین که چه چیز ارزشمندی داری که می توانی به دنیای انسان ها عرضه کنی و کسی درجایی بابت آن پول به تو پرداخت می کند.
به عبارت دیگر، آن چیزی که برای عرضه کردن به دیگران داری، یا باید نیازی از نیازهای آنها را برطرف کند و یا اینکه باید ارزشی به ارزش های شان، بیافزاید و این امر راز مهم ثروت آفرینی برای انسانهاست.
اصل دوم، اصل قدرت خلق: Earning Ability  
قدرت خلق، توانایی انسان برای بدست آوردن چیزی است که برای او ارزشمند باشد.
اگر می خواهی که ارزش خودت و توانایی خلق خودت را بالا ببری باید در خود مهارتی ایجاد کنی که مردم و جامعه به آن مهارت نیاز دارند و بهای آنرا می پردازند. لذا از تو می خواهم که مهارت های خودت را مرتب به روز کنی. حالا تو باید ببینی که در چه حوزه هایی می توانی برای مردم ارزش آفرینی کنی.
وقتی که مهارت های خودت را روی کاغذ می آوری، خواهی دید که چه توانایی هایی داری و چه انسان ارزشمندی هستی که انگار خودت هم از آن بی خبر بوده ای. پس بیا و توانمندی های خودت را کشف کن!
آری، ثروت آفرینی از این جا شروع می شود و باید بدانی که، وقتی که قطره های اولیه بچکد بعدش شرشر می ریزد! و این قانون و راز مهم ثروت آفرینی در دنیای انسان هاست.
حالا می خواهم چند نکته بسیار مهم را برایت بگویم که باید خوب توجه کنی و جوگیر نشوی و به گونه ای عمل کنی که اشتباه نکنی و بعدا پشیمان نشوی.
اولا مطلقا به فکر پولدار شدن ناگهانی نباش. و یادت باشد که طبق تعریف، موفقیت فرایند تدریجی یک ایده ارزشمند است. قرار نیست برویم دزدی کنیم و پول دربیاوریم! و باید بدانی که ثروت حلال، علی القاعده، به تدریج بدست می آید و کار درست و مشروع، زمان لازم را می طلبد. بنابراین تو باید پول را از مجرای حلال بدست بیاوری و حق کسی را ضایع نکنی.
نکته مهم دیگر این است که تو باید ظرفیت ثروت را داشته باشی تا به بیراهه نروی. برای همین بهت گفتم که تو قبل از اینکه هر ثروتی را بدست بیاوری باید خودت را در مدل و پارادایم یک انسان ثروتمند ببینی که اولا هم قانون جذب را برای خودت به درستی فعال کنی و هم اینکه وقتی که آن ثروت بدستت رسید، مغرور نشوی و از آن ثروت به طور شایسته و متعادل استفاده کنی و لذت ببری. باید از موضع یک انسان ثروتمند موفق و ثروت آفرین با خودت و با همه برخورد کنی. تو گویی که همه چیز برای تو به زودی عالی می شود و دروازه ثروت ها و دستاوردها به روی تو باز می شود.
همه اینها به این بستگی دارد که برای خودت هدف های مالی داشته باشی و به عشق خلق آن، هر روز را در حال شکرگزاری از خداوند سپری کنی.
در فرایند ثروت آفرینی، بسیاری از ادیان و دانشمندان معتقدند که بخشی از پولی که بدست می آوری را باید ببخشی تا در زندگی تو گشایش ایجاد شود. حتی می گویند قبل از این که آن ثروت را بدست بیاوری، ببخش تا ضمیر ناخودآگاهت بگوید که می بخشی تا آن بتواند تو را زودتر در پارادایم یک انسان ثروتمند قرار بدهد تا ارتعاشاتی که از جانب تو به کائنات خدا منتشر می شود ارتعاشات قدرتمندی باشد که طبق قانون جذب بهتر و زودتر جواب بدهد.
نکته بسیار مهم دیگر این است که اگر تو تا حالا در شرایط سخت مالی، زندگی می کنی و به امید خدا می خواهی از این به بعد به عنوان یک شخصیت ثروتمند و ثروت آفرین، خودت را ببینی و قوانین ثروتمندان را عمل کنی باید بیشتر با نوع زندگی انسان های ثروتمند آشنا باشی و در آن وادی فکر کنی و عمل کنی لذا بهت توصیه می کنم که سرگذشت ثروتمندان خود ساخته را بخوانی و از آنها الهام بگیری.
موضوع دیگر این است که تا زمانی که ثروتمند نشده ای، کسی هم سراغ تو نمی آید ولی وقتی که شروع به ثروتمند شدن کردی، افراد زیادی سراغ تو می آیند. لذا مراقب پولی که بدست می آوری باش، چرا که تبهکاران و کلاهبرداران در کمین هستند.
بسیار دقت کن پولی که بدست می آوری، باید با دقت خرج کنی و در توسعه کارت بسیار دقت کنی که خیلی بی حساب و کتاب بلند پروازی های غیر منطقی، نکنی.
به عنوان مثال، اگر در کارت با کسی شریک می شوی بسیار دقت کن که همه چیز بر اساس حساب و کتاب باشد و در ابتدای امر احساساتی عمل نکنی حتی اگر شریک تو برادرت و یا خواهرت باشد، باید همه چیز را مکتوب کنی و در چارچوب قرارداد عمل کنی.
اصل عدم اعتماد مطلق را فراموش نکن. به هیچ احدی اعتماد مطلق نکن. به هیچ کسی حتی بستگان نزدیکت چک سفید امضاء نده این کار یعنی بدبختی مادام العمر و تباه شدن یک عمر و یک زندگی. لذا باز هم تاکید می کنم که چک سفید امضا به هیچ کسی ندهی. ضمانت هیچ احدی را بیش از ظرفیت مالی خودت نکن وگرنه گرفتار می شوی. پشت چک و سفته کسی را بی حساب و کتاب امضاء نکن برای اینکه امضا کردن پشت چک و یا سفته هر کسی یعنی انگار خودت مسئولیت پرداخت آن مبلغ را پذیرفته ای و اگر صاحب چک و یا سفته نتواند پرداخت کند تو باید پرداخت کنی.
بازهم برگردیم به روانشناسی پول.
آیا ثروتمندان افراد خاصی در جامعه هستند؟ آیا فقیران هم می توانند ثروتمند شوند؟  
سوال این است که چگونه با تحول در شخصیت خودمان به یک انسان ثروتمند تبدیل شویم؟
ثروت آفرینی زیاد، در منطقه امن زندگی اتفاق نمی افتد و باید شخصیت توانمند و جذابی از خودت بسازی و به سرزمین ناشناخته ها هجرت کنی و قانونمندی های آن سرزمین را بدانی، تا با اجرای آنها بتوانی ثروت های حلال خوب را جذب دنیای خودت بکنی.
باید رسالت خودت در زندگی را پیدا کنی و در راستای رسالتت، کسب پول را بسیار مهم بدانی. یعنی که خلق پول حلال باید اسکلت اصلی رسالت تو در کار و زندگیت باشد.
تا آمادگی کامل ذهنی برای خلق پول راپیدا نکرده ای، هرگز از انسان ها نپرس که من چگونه می توانم پول در بیاورم. این یک دام است!
به خاطر اینکه این امر توجه تو را از درون ذهنت به سوی بیرون معطوف می کند و تو از قدرت دنیای درون خودت و ذهنیتت غافل می شوی.
وقتی که تو شب و روز با اعتقاد و باور زیبای خودت و با ایمان به خدای رزاق به پول حلال فکر می کنی ، به یک مغناطیس جذابی تبدیل می شوی که با اندک تلاشی، پول جذب دنیای تو می شود.
تو برای اینکه یک درخت تنومندی را خلق کنی که دنیایی از میوه را بدهد، باید به تقویت ریشه های این درخت فکر کنی. آن زمان است که برگ ها و میوه ها خود به خود حاصل می شوند. لذا در بحث خلق درخت پول، باید به اصول و ریشه های چنین ساختاری فکر کنی. آن وقت است که میوه آن درخت که پول است، خود به خود به صورت فراوان، بدست می آید.
اگر در دنیای درونت ریشه های لازم برای خلق پول حلال ساخته شود، به راحتی در دنیای بیرون، روش های خلق آن را پیدا خواهی کرد. لذا به دنبال فرمول پول سازی نباش. بلکه دنیای درون و ریشه های ذهنی خودت را مستحکم کن، بعد خواهی دید که پول فراوان خودش به دنبال تو می آید.
نکته بسیار مهم دیگر این است که، پول باید محصول جنبی اشتیاق و شوق تو در زندگی باشد.
یکی از شوق ها و لذت های زندگی تو باید تلاش و هیجان برای خلق پول حلال باشد و این در زندگی کارمندی که نیازی به هیجان و اشتیاق و تلاش ندارد، اتفاق نمی افتد. این لذتی است که در فضای خلاقیت ها و ابتکار های یک کارآفرین رخ می دهد.
هر زمان به طور جدی به دنبال خلق پول حلال بودی، بدان که در این لحظه باید به دنیای درون خودت بروی و تکلیف خودت را با این نعمت الهی روشن کنی. چرا که پول، ابتدا باید در ذهن تو شکل بگیره و بعدش در دنیای بیرون خلق می شود.
در این مرحله نباید در دنیای بیرون به دنبال پول بگردی بلکه باید یک سلسله تحقیقات انجام دهی و کتاب ها و کلاس ها و بسته های آموزشی را پیدا کنی تا با مطالعه آن ها، تو یاد بگیری که چگونه ذهن خودت را برای خلق پول آماده کنی.
حال سوال مهم این است که، آیا پول را هزینه کنیم و یا آن را باید سرمایه گذاری کرد؟
البته بسیار عالی است که تا می توانی پول اضافه را سرمایه گذاری کنی و باید بدانی که، بهترین نوع سرمایه گذاری، سرمایه گذاری برای آموزش و یادگیری توست. چرا که، هرچه بیشتر بدانی، بیشتر بدست می آوری!
لذا هر روز در حوزه فعالیت خودت نیم ساعت تا یک ساعت مطالعه کن. بهترین کتاب ها را از بهترین نویسندگان بخوان و  از آن ها مهارت بدست بیاور.
جمله معروفی است که می گوید: رهبران کتاب خوان هستند.
بنابراین، کلاس ها و سمینارهای خوب و علمی می توانند تو را ثروتمند کنند. ثروتمندان خود ساخته کسانی هستند که خیلی به یادگیری و آموزش خود بها می دهند. آن ها خود را به طور مادام العمر ملزم به یادگرفتن و آموزش دیدن می کنند.
به هرحال باید بدانی که یادگیری مهارت های جدید، عامل موفقیت ثروتمندان خودساخته است.
هر روز سی دی های آموزشی و انگیزشی را در اتومبیل، اتوبوس و اوقات بیکاری خودت گوش کن و همه فضای کار و زندگی خودت را به صورت دانشگاه در بیاور! بخصوص اگر فاصله بین منزل و محل کارت طولانی است، مبادا بنشینی و به دلیل ترافیک خودت را اذیت کنی بلکه در هر فرصتی که احساس می کنی که وقتت دارد تلف می شود، مباحث علمی و انگیزشی گوش کن تا این که حتی از ترافیک هم لذت ببری! واقعا انسان هایی که برخود و جریان زندگی شان مسلط هستند، چقدر به زیبایی از عمر و زمانشان نهایت استفاده را می برند و از هر فرصتی برای آموزش و یادگیری خودشان استفاده می کنند و لذت می برند.

ثروت از دیدگاه دکتر علیرضا آزمندیان قسمت سوم

عادت های پولساز راز دنیای ثروت آفرینان است. عادت هایی مانند سحرخیزی، عادت نظم، دیسیپلین، عادت راست گویی در معامله و تعامل با انسان ها و....
لذا عادت های زیبا را در خودت بساز و یک احساس متفاوتی را در خودت ایجاد کن و مرتب با خودت بگو من می توانم به ثروت حلال انبوهی دست پیدا کنم!
شاید با این سخن من، نزد خودت بگویی که چقدر این نگاه در زندگی نگاه مغرورانه ای است که می گویی به فقیرها نگاه نکن و به ثروتمندها نگاه کن و خودت را بالا بکش!
پس فقرا چی؟! آن ها چه گناهی کرده اند که نباید ما حتی نگاه هم به آن ها کنیم، پس چه کسی باید به داد آن ها برسد؟!
این سوال، خودش یعنی این که اصولا تو، سمت و سوی درستی از تفکر و نگاه درست به قانونمندی های جهان هستی را نداری.
اولا بهترین خدمتی که می توانی برای فقرا انجام دهی این است که خودت یکی از آن ها نباشی. ضمن این که تو وقتی که مرتب خودت را با فقیران مقایسه می کنی ناخودآگاه می خواهی به عنوان همدردی با آن ها مثل این قشر از جامعه باشی و لذا طبق قانون جذب تو هم فقرها و نداری ها را جذب دنیای خودت می کنی.
بنابراین، باید بدانی که هم فقر علت دارد و هم ثروت!

ثروت از دیدگاه دکتر علی رضا آزمندیان قسمت دوم

ثروت آفرینی فقط یک مهارت است که همه انسان ها می توانند یاد بگیرند و عمل کنند و ثروتمند شوند.
بسیاری از ثروتمندان، در ابتدا بدون هیچ سرمایه ای و تنها با فروش خدمات خودشان که حاصل مهارت های آن ها بوده، پول در آوردن را آغاز کرده اند.
اولین سرمایه ای که تمام انسان ها برای پول درآوردن دارند و می توانند از آن استفاده کنند، خودشان هستند.
بالاخره هر انسانی ساعتی چند تومان می ارزد که می تواند بفروشد و پولی را بدست بیارود. (مثل کارگری که برای هر ساعت کارش، مقداری پول دستمزد می گیرد.)
 اما ارزشمند ترین سرمایه هر انسانی که از جسمش هم مهم تر است ، فکر و اندیشه او است.
بنابراین، می توان گفت که:
ثروت آفرین ترین سرمایه بشر، فکرش است که می تواند آن را به صورت ایده های مختلف و به قیمت شگفت انگیزی بفروشد و ثروتمند شود، لذا میزان ثروت آفرینی تو  به کیفیت تفکرت بستگی دارد، و نحوه تفکرت به میزان علم و مهارت ها و آموزش هایی که فراگرفته ای، وابسته است.
آری، همه این نکته ها، راه هایی است که تو را در مسیر پرنعمت ثروت آفرینی قرار می دهد و وقتی که تو با دنیایی از عشق و انگیزه این مسیر را طی کنی و برای آن تلاش کنی، قطعا به ثروت های حلال انبوهی خواهی رسید که شاید از نظر توده¬های مردم این موضوع باورکردنی نباشد ولی این چیزی است که واقعیت دارد. بنابراین، باید از همین امروز شروع کنی و ایده های جدید ثروت آفرین خودت را مکتوب و بر روی آن ها تمرکز و کار کنی تا خدا و کائنات خدا هم تو را کمک کنند و با اجرا کردن آن ایده، تو ثروتمند شوی. فراموش نکن که فاصله فقر و ثروت برای یک انسان می تواند فقط یک ایده باشد.
برای این که بتوانی انگیزه های بیشتری داشته باشی تا از منطقه امن خودت به سرزمین ناشناخته های زندگی هجرت کنی و به ثروت های انبوه حلال برسی به تو توصیه می کنم که استانداردهای زندگی خودت را بالا ببری! و انتظار بهتری از خودت و زندگیت داشته باشی.
وزن، سلامتی، علم، ثروت، روابط و خانواده، شغل و درآمد همه این ها را تصمیم بگیر که عالی کنی.
از فضای روزمره، کسالت بار و تکراری زندگیت بیرون بیا و به دنیای بهتری فکر کن. و اگر تا حالا خیلی ساده و با قناعت و کم پول زندگی کرده ای، احساس کن که حق تو خیلی بیشتر از این چیزهاست و تو باید تحول بزرگی در زندگی مالی خودت ایجاد کنی و باید از همین امروز شروع کنی.
لذا آن قدر به آدم های بدبخت و فقیر نگاه نکن و همواره به خودت بگو که: خب، من که از آن ها بهترم!
معلوم است که باید بهتر باشی! چرا که قرار است تو بر روی خودت سرمایه گذاری کنی و آموزش و مهارت بدست بیاوری. کاری که هرگز فقیران اعتقاد ندارند که باید انجام دهند و آموزش ببیند. لذا چرا تو خودت را با چنین انسان های غافلی مقایسه می کنی. به هرحال وقتی به انسان های موفق و ثروتمند نگاه می کنی، این زمان است که استانداردهای زندگیت را بالا می بری و مرتب آموزش می بینی و رشد می کنی.

پولسازی از دیدگاه دکتر علیرضا آزمندیان قسمت لول

پول سازی و ثروت آفرینی مهارتی است که هر انسانی می تواند آن را بیاموزد.
ناپلئون هیل نویسنده کتاب بیندیشید و ثروتمند شوید، پس از مصاحبه با 500 ثروتمند خودساخته در آمریکا ظرف 22 سال به این نتایج می رسد که :
1- تمام ثروتمندان خود ساخته در حوزه کاری خود مهارتی عالی داشته اند.
2- هیچ کدام از آن ها این مهارت را از قبل نداشته اند. خیلی از آن ها روستایی بوده اند که حتی در ابتدا سواد هم نداشته اند!
3- تمام مهارت ها قابل یادگیری هستند.
این تحقیق به تو این نوید را می دهد که هرکسی که هستی کافی است که قانونمندی ها و مهارت های خلق ثروت حلال را یاد بگیری و اجرا کنی و مطمئن باشی که مانند بقیه ثروت آفرینان، ثروتمند شوی.
استادم جیم ران در آمریکا می گفت: تحصیلات دانشگاهی و آکادمیک امورات تو را می گذرانند ولی آموزش های غیر آکادمیک که مهارت ها را یاد تو می دهند، تو را ثروتمند می کنند.

 

فقر یا ثروت

تفاوت اول:
افراد ثروتمند معتقدند: من خودم زندگی خودم را می سازم.
افراد فقیرمعتقدند: زندگی برای من تصادفی پیش می آید.

تفاوت دوم:
افراد ثروتمند با هدف برنده شدن بازی می کنند.
افراد فقیر با هدف بازنده نشدن بازی می کنند.

تفاوت سوم:
افراد ثروتمند تعهد به ثروتمند شدن را دارند.
افراد فقیر آرزوی ثروتمند شدن را دارند.

تفاوت چهارم:
افراد ثروتمند گسترده و بزرگ می اندیشند.
افراد فقیر محدود و کوچک می اندیشند.

تفاوت پنجم:
افراد ثروتمند بر روی فرصتها تمرکز می کنند.
افراد فقیر بر روی موانع تمرکز دارند.

تفاوت ششم:
افراد ثروتمند ، افراد ثروتمند و موفق را دوست دارند.
افراد فقیر از ثروتمندان بیزارومتنفر هستند.

تفاوت هفتم:
افراد ثروتمند با آدمهای مثبت و موفق معاشرت می کنند.
افراد فقیر با آدم های منفی و شکست خورده معاشرت می کنند.

تفاوت هشتم:
افراد ثروتمند مشتاق تبلیغ خود و ارزشهایشان هستند.
افراد فقیر اشتیاق به تبلیغ خود و ارزشهایشان ندارند.

تفاوت نهم:
افراد ثروتمند مشکلات خود را کوچک و حل شدنی می دانند.
افراد فقیر مشکلات خود را بزرگ و حل نشدنی می پندارند.

تفاوت دهم:
افراد ثروتمند گیرنده و درخواست کننده های عالی هستند.
افراد فقیر گیرنده و درخواست کننده های ضعیفی هستند.

تفاوت یازدهم:
افراد ثروتمند ترجیح می دهند تا براساس نتایج و عملکرد پول دریافت کنند.
افراد فقیر ترجیح می دهند تا براساس زمان و مدت ، پول دریافت کنند.

تفاوت دوازدهم:
افراد ثروتمند به ” همه با هم” می اندیشند.
افراد فقیر به” این یا آن ” می اندیشند.

تفاوت سیزدهم:
افراد ثروتمند روی ارزش خالص دارایی خود تمرکز می کنند.
افراد فقیر روی درآمد شغلی خودشان تمرکز دارند.

تفاوت چهاردهم:
افراد ثروتمند پولهایشان را بدرستی اداره و مدیریت می کنند.
افراد فقیر پولهایشان را نادرست اداره و مدیریت می کنند.

تفاوت پانزدهم:
افراد ثروتمند کاری می کنند که پول برای آنها کارکند.
افراد فقیر طوری هستند که برای پول کار می کنند.

تفاوت شانزدهم:
افراد ثروتمند برخلاف ترسی که دارند اقدام می کنند.
افراد فقیر به ترس اجازه می دهند که متوقفشان کند.

تفاوت هفدهم:
افراد ثروتمند همیشه درحال یادگیری و رشد هستند.
افراد فقیرفکرمی کنند که همه چیزرا می دانند

ثروت یا فقر

افراد ثروتمند بازی پول را برای بردن انجام می دهند؛ اما افراد فقیر فقط برای نباختن بازی می کنند

افراد ثروتمند به ثروتمند بودن متعهد هستند؛ اما افراد فقیر فقط دلشان می خواهد که ثروتمند باشند

افراد ثروتمند فرصت ها را می بینند و بر روی نتیجه تمرکز می کنند؛ اما افراد فقیر موانع را می بینند و بر روی ریسک ها تمرکز می کنند

افراد ثروتمند روی چیزهایی که می خواهند تمرکز می کنند؛ در حالی که افراد فقیر بر روی چیزهایی که نمی خواهند متمرکز می شوند

افراد ثروتمند تقریباً در همه ی اوقات در حال ترقی دادن هستند

افراد فقیر کسانی هستند که هر کاری را برای اجتناب کردن از مشکلات انجام می دهند

افراد ثروتمند و موفق کسانی هستند که به سوی یافتن راه حل گرایش دارند

افراد ثروتمند در صورت دیدن مشکلات عقب نشینی نمی کنند، از مشکلات فرار نمی کنند و راجع به مشکلات غر نمی زنند

ثروتمندان سخت کار و تلاش می کنند و باور دارند که پاداش آن ها کاملاً مناسب کار و تلاششان بوده و برای دیگران نیز در این راه ارزش قائل می شوند

افراد ثروتمند به خودشان باور دارند. آن ها به ارزش هایشان و تحقق این ارزش ها باور دارند

افراد فقیر یا نمی توانند پول را مدیریت کنند یا به طور کلی از مبحث پول فرار میکنند

افراد ثروتمند کاری می کنند که پول برایشان سخت کار کند، اما افراد فقیر برای پول سخت کار می کنند

افراد ثروتمند بدون در نظر گرفتن ترس هایشان عمل می کنند؛ در حالی که افراد فقیر اجازه می دهند که ترس و وحشت جلویشان را بگیرد

ثروتمند یا فقیر

انسان های ثروتمند باور دارند که خودشان زندگی خود را می سازند؛ اما انسان های فقیر باور دارند که زندگی برایشان تصمیم می گیرد!

افراد ثروتمند کسانی هستند که فرصت برنده شدن را می بینند؛ اما افراد فقیر فقط می خواهند از باختن اجتناب کنند!

افراد ثروتمند به پولدار بودن متعهد می شوند؛ اما افراد فقیر فقط دلشان می خواهد که ثروتمند باشند!

افراد ثروتمند فکرهای بزرگی دارند و افراد فقیر، فکرهای کوچک!

افراد ثروتمند بر روی فواید و سودها تمرکز می کنند، نه بر روی موانع

افراد ثروتمند، ثروتمندان دیگر را تحسین می کنند اما افراد فقیر از ثروتمندان و انسان های موفق متنفرند

افراد ثروتمند با افراد موفق و مثبت معاشرت می کنند. اما افراد فقیر با انسان های منفی و ناموفق رفت و آمد دارند

انسان های ثروتمند مدام به دنبال بهبود مهارت هایشان هستند؛ اما انسان های فقیر راجع به خودشان تفکرات منفی دارند.

افراد ثروتمند از مشکلات خود بزرگ تر هستند؛ اما انسان های فقیر توسری‌خورِ مشکلاتشان هستند.

انسان های ثروتمند به خوبی از دیگران کمک می گیرند. اما انسان های فقیر نمی توانند با دیگران داد و ستد داشته باشند

افراد ثروتمند براساس نتیجه پول می گیرند؛ اما انسان های فقیر بر اساس وقتشان!

افراد ثروتمند «هردو» را می خواهند؛ افراد فقیر «یا این یا آن» را می خواهند!

افراد ثروتمند بر روی ارزش کارشان تمرکز می کنند؛ اما افراد فقیر بر روی درآمدشان تمرکز دارند

افراد ثروتمند پولشان را به خوبی مدیریت می کنند؛ اما افراد فقیر این کار را نمی کنند

افراد ثروتمند از پولشان کار می کشند؛ اما افراد فقیر برای پول کار می کنند

افراد ثروتمند علی رغم وجود ترس در وجودشان عمل می کنند؛ اما افراد فقیر اجازه می دهند که ترس جلویشان را بگیرد

انسان های ثروتمند مدام در حال یادگیری و رشد هستند. اما انسان های فقیر فکر می کنند که همه چیز را می دانند

سربازی

تمام عمر به بطالت وتباهی گذشت ، اما آن قسمت از عمر که به اجبار به سربازی رفتم ،سوخت

وچندین نقطه.....................................................................................................................

سلام پدر

پدر! می‏خواستم درباره ‏ات بنویسم؛ گفتم: یداللّهی؛گفتم نان‏ آور شبانه کوچه‏ های دلم هستی؛  خلوص تو در عشق ورزیدن را نوشتم و روح تو را از هر طرف پیمودم،
آن‏گاه، دریافتم که تو، نور جدا شده‏ ای از آفتاب  هستی، تا از پنجره هر خانه‏ ای، هستی را گرما ببخشی ؛
خداتو را به من هدیه داده و من امروز، تمامی خود را به تو هدیه خواهم کرد؛ اگر بپذیری.

پس نیکی را بکار

اگر جای دانه هایت را که روزی کاشته ای فراموش کردی،

باران روزی به تو خواهد گفت کجا کاشته ای …

"پس نیکی را بکار،

بالای هر زمینی…

و زیر هر آسمانی….

برای هر کسی... "

تو نمیدانی کی و کجا آن را خواهی یافت!!

که کار نیک هر جا که کاشته شود به بار می نشیند …

اثر زیبا باقی می ماند،

حتی اگر روزی صاحب اثر دیگر حضور نداشته باشد

استفاده از تجربه دیگران

به کوچه ای رسیدم که پیرمردی از آن خارج می شد؛

به من گفت:نرو که بن بسته! گوش نکردم، رفتم.

وقتی برگشتم و به سر کوچه رسیدم؛ پیر شده بودم!!!

قانون کسب وکار

قانون شماره یک

پول یعنی همه چیز

قانون شماره دو

ارتباطات یعنی همه چیز

قانون شماره سه

رقیبت را یا بخر یا از بین ببر

 

وقتی خدا هست ، غصه چرا؟

آســــــــــــمان را بنــــــــــــگر

آسمان را بنگر، که هنوز بعد صدها شب و روز، مثل آن روز نخست
گرم و آبی و پر از مهر، به ما می خندد!
یا زمینی که، دلش از سردی شبهای خزان نه شکست و نه گرفت!
بلکه از عاطفه لبریز شد و نفسی از سر  امید کشید و در آغاز بهار دشتی از یاس سپید زیر پاهامان ریخت،
تا بگوید که هنوز پر امنیت احساس خداست!
دوست من غصه چرا؟!
تو خدا رو داری و او هر شب و روز آرزویش، همه خوشبختی توست!
دوست من! دل به غم دادن و از یأس سخن ها گفتن کار آن هایی نیست که خدا را دارند...
دوست من! غم و اندوه، اگر هم روزی، مثل باران بارید، یا دل شیشه ای ات، از لب پنجره عشق، زمین خورد و شکست، با نگاهت به خدا، چتر شادی وا کن،
و بگو با دل خود، که خدا هست، خدا هست!
او همانی است که در تارترین لحظه ی شب، راه نورانی امید نشانم می داد...
او همانی است که هر لحظه دلش می خواهد، همه زندگی ام، غرق شادی باشد...
دوست من!
غصه اگر هست، بگو تا باشد!
معنی خوشبختی، بودن اندوه است...!
این همه غم و غصه، این همه شادی وشور، چه بخواهی و چه نه! میوه یک باغند، همه را با هم و با عشق بچین...
ولی از یاد مبر؛
پشت هر کوه بلند، سبزه زاری است پر از یاد خدا!
و در آن باز کسی می خواند؛
که خدا هست، خدا هست و چرا غصه؟! چرا؟