تاثیر مذهب بر قانون از دیدگاه دکتر محمد تقی دشتی استاد دانشگاه و مدیر عامل موسسه صراط مبین
اگر ما مذهب را خوب متوجه شویم و خوب نهادینه کنیم اصلا دچار مشکل نمیشویم، بعضا مذهب را فرای جامعه میدانند و از آن برای رانتها استفاده میکنند، اما مذهب پتانسیل بسیار مناسبی است برای قانونمندی در جامعه و نهادینه کردن حقوق و حقالناسها، منظور از حق الناس حق یک فرد نیست بلکه حقوق جامعه و همه افراد جامعه است. اگر ما اسلام ناب را در جامعه نهادینه میکردیم، مشکلات فعلی بهوجود نمیآمد. در واقع اگر ما جنبه فقه اجتماعیمان را تقویت میکردیم بسیار موفقتر بودیم اما در حال حاضر جنبه فردی فقه ما مورد توجه است.
نکته دیگر اینکه ما باید به اخلاق دینی هم توجه میکردیم ، در بسیاری از مواقع ما دینداری را از اخلاقمداری تفکیک کردیم و مسایل مذهبی را از هم تفکیک کردیم که متاسفانه باعث شده جامعه به اخلاق و دین را از هم تفکیک کند.
در بحث مذهب از منظر حقوق عمومی احادیثی داریم که عبادت هفتاد نوع است که یکی از آنها نماز است اما کسی به انواع دیگر عبادت اشاره نکرده است و این عبادات دیگر مورد تبیین و تعریف قرار نگرفتهاند، در واقع یا خود عبادات اجتماعی هستند یا برآیند آنها اجتماعی است. مثلا تا بهحال نماز جماعت را از منظر اجتماعی بررسی نکردیم، در صورتیکه نماز جماعت یا نماز جمعه یک مدرسه بزرگ اجتماعی است. یک فرد به جمعی میپیوندد و در جامعه مسجد به رهبری یک نفر، مثلا رکوع و سجود جمعی صورت میگیرد، در حالیکه میتواند نماز را بهصورت انفرادی بخواند.